حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
607
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
ابو الفتح بن عميد وزارت به دو داد و فخر الدوله نيز ( 373 ) او را بوزارت واگذاشت ، پدرش عباد نيز بدوران ركن الدوله وزارت او داشته بود ، ابن خلكان گويد : " صاحب در دامن وزارت پرورش يافته بود چنان كه ابو سعيد رستمى درباره او گفته بود وزارت را پدر در پدر به ارث برد كه اسناد آن متصل است . " عنوان صاحب از آنجا يافت كه در صحبت ابو الفضل ابن عميد بود و گفتند صاحب ابن عميد و چون بوزارت رسيد كلمه صاحب بر او بماند بقولى اين لقب را از مصاحبت ركن الدوله يافت و از پس او وزيران ديگر را نيز صاحب گفتند . صاحب بن عباد سردار سپاه نيز بود و بسال 377 با سپاهى بجنگ طبرستان رفت و قلعهها بگشود و كارها را نظم داد ، شاعرى و الا مقام نيز بود و شاعران بسيار بدور وى فراهم آمده بودند كه قصايد غرا در ستايش او گفتند ، مرگش بسال 385 بود و در اصفهان بمرد . در مرض مرگ كه فخر الدوله بعيادت او رفته بود به دو گفت : " من به قدر امكان به خدمت تو كوشيدم و در اين دولت روشى داشتم كه ترا نيكنام كردم اگر از پس من كارها را بقرار خود واگذارى ، نيكرفتارى سابق را به تو منسوب دارند و ثناى تو گويند و من از ياد بروم و نام نيك به تو ماند و اگر رسم نيك را بگردانى بر رفتار پيش مرا ستايش كنند و رسم نو را به تو منسوب دارند و هرچه پيش آيد عيب دولت تو كنند . " و فخر الدوله گفتار او را بپسنديد . وزارت در مصر بدوران خليفگان اول و امويان در مصر وزير نبود كه هنوز رسم وزارت نبود و خليفه عاملى بولايت ميفرستاد كه بنام او حكومت كند ، بدوران عباسى احمد بن طولون احمد واسطى را دبير خويش كرد كه كار وزارت ميكرد اما عنوان وزير نداشت خمارويه محمد ابن رستم را وزير خود كرد .